تبليغاتX
آواز رود
آواز رود

جمعه هجدهم مرداد 1387



بسم الله الرحمن الرحیم

 

درک درست قدرت اختیار و قضا و قدر

...

"ادامه مبحث پیشین"

 

خداوند می فرماید:

همانا خداوند نگه می دارد آسمانها و زمین را از منحرف شدن

و

اگر منحرف شوند نگه نمی دارد آن دو را

هیچ کس

بعد از او،اوست بردبارآمرزنده

فاطر، 41

 

با ایمان به خداوند حکیم و نظام حکیمانه او،

اولا: این اطمینان را به انسان می بخشدکه جهان دارای حافظ و نگهبانی است که اشتباه در کار او نیست.

ثانیا:انسان متوجه می شود که با اعتماد به این قانون مندی و نظم جهان است که،میتواند استعدادهای خود را به فعلیت رساند و پله های کمال را طی کند.

نام دیگر این قانون مندی و سامان بخشی  الهی ((نظام قضا و قدر))است.

برخی چنین پنداشته اند که قضا و قدر الهی با اختیار انسان نا سازگار است و تصور می کنند تقدیر چیزی ورای قانونمندی و نظم است که وقتی به حادثه ای تعلق گرفت،هر قانونی را لغو  و هر نظمی را بر هم می زند.در حالی که، خواهیم دید بدون پذیرش قضا و قدر الهی هیچ نظمی برقرار نمی شودو هیچ زمینه ای برای کار اختیاری پدید نمی آید.

 روزی امیر المؤمنین علی (علیه السلام)با جمعی از یاران خود در سایه دیواری نشسته بودند.امام-علیه السلام-متوجه کجی و سستی دیوار شد.برای اینکه دیوار روی ایشان و یاران نریزد،از آنجا برخاست و زیر سایه دیواری دیگر نشست.یکی از یاران به آن حضرت گفت:

_یا امیرالمؤمنین آیا از قضای الهی می گریزی؟

امام فرمود:"از قضای الهی به قدَر الهی پناه می برم."

برداشت نابجای آن شخص،چنین بود که اگر قضای الهی به مرگ انسان تعلق گرفته باشد،چه در سایه دیوار کج و سست نشسته باشد،چه در سایه دیوارمستحکم،دیوار خراب خواهد شدو مرگ خواهد آمد؛

بنا براین،حرکت و تغییر مکان وی وتصمیم گیری بر اساس دستور عقل بی فایده است.

اما...

...

ادامه دارد...

 

یا الله


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:15 به قلم : عبدکوی عشق(عبدالزهرا)

یکشنبه سیزدهم مرداد 1387

قنوت باران...



شکوه عشق...

 

 

تو را می شناسم به وسعت سبز ترین ترانه سکوت

تو را می شناسم به آرامترین خیال بودن ها

تو را می شناسم به فریاد قطره های خشک شده بر جاده انتظار

تو را من می شناسم ...

توئی که همیشه سکوت فریادت مرا می خواند...مرا می خواند...

...

 

 

حلول ماه شعبان بر محمدو آل و پیروانش فرخنده باد...

 

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:55 به قلم : عبدکوی عشق(عبدالزهرا)

شنبه بیست و نهم تیر 1387

منتظر...



 

...

 

همیشه به انتظارت خواهم ماند

حتی اگر نگاه پرسشگر چشمانم را نبینی؟...

...

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:31 به قلم : عبدکوی عشق(عبدالزهرا)

شنبه پانزدهم تیر 1387



 

این الرجبیون...

 

 

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:45 به قلم : عبدکوی عشق(عبدالزهرا)

شنبه یکم تیر 1387

شرح حال...



بسم رب الزهرا(س)

 

الهی سینه ای ده آتش افروز

در آن سینه دلی وان دل همه سوز

....

میلاد مسعود دخت پیامبر همسر حیدر را به پیشگاه حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)و سپس به شما عزیزان تبریک عرض می کنم.

چند وقتی است که کار دنیا مجالی برایم نگذاشته اما همیشه به یاد شما و قدوم سبزتان هستم و منتظر تشریف فرمایی شما به کلبه محقرم...

التماس دعا

یا عزیز زهرا(سلام الله علیها)


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:52 به قلم : عبدکوی عشق(عبدالزهرا)

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387

باغبون بی نشون...



دردانه حضرت رسول(صل الله علیه وآله وسلم)

 ياد آن روزى كه ما هم سايه بر سر داشتيم

همچو طفلان دگر، در خانه مادر داشتيم

جدّ ما ـ پيغمبر ـ از ما چهره پنهان كرد و باز

يادگارى همچو زهرا از پيمبر داشتيم

مادر مظلومه ما نيز رفت از دست ما

مرگ او را كى به اين تعجيل باور داشتيم؟!

اندر آن روزى كه آتش بر سراى ما زدند

ما در آن جا، حال مرغ سوخته پر داشتيم!

آمد و، رفت از جهان محسن در آن غوغا، دريغ!

آرزوى ديدن روى برادر داشتيم

مادر ما، خود ز حق مى خواست مرگ خويش را

ورنه ما بهرش دعا با ديده تر داشتيم

روزهاى آخر عمرش ز ما رومى گرفت!

چون على، ما هم ازين غم دلْ پراخگر داشتيم!

در شب دفنش به ما معلوم شد اين طُرفه راز

تا ز روى نيلگونش بوسه اى برداشتيم!

از كفن دستش برآمد، جسم ما دربرگرفت

جسم او را همچو جان ما نيز در بر داشتيم



و صلی الله علیک یا فاطمةالزهرا(سلام الله علیها)

(با تشکر از بنده خدا گرامی)

یا رسول الله(صلی الله علیه وآله و سلم)

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 17:25 به قلم : عبدکوی عشق(عبدالزهرا)

دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387

تسبیح آب و باد و خاک...



چشمم همی خواهد دیدارت

                                    گوشم همی خواهد گفتارت

همت بلند کردند این هر دو

                                    هر  چند نیستند  سزاوارت

صلی الله علیک یا رسول الله و آله...

یا الله


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:47 به قلم : عبدکوی عشق(عبدالزهرا)

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

پیکی برای گل شقایق....



پاکی و منزهی...

بنویس دلا، بیار کاغذ

                         بفرست بآن نگار کاغذ

ای باد صبا ببر به آن شوخ

                         از عاشق بی قرار کاغذ

هرگز ننویسد او جوابم

                         گر بنویسم هزار کاغذ

تا نام تو نقش شد بر او ماند،

                         بر صفحه روزگار  کاغذ

بنویس ز روی مهربانی

                        بر حافظ دل فکار کاغذ

....

صل الله علیک یا رسول الله و آله...

یا مهدی(عج)   


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:55 به قلم : عبدکوی عشق(عبدالزهرا)

پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387

بسم الله الرحمن الرحیم...



بسم الله الرحمن الرحیم

اللّهم صلِ علی محمدوآل محمد وعجل فرجهم...

درک درست قدرت اختیار و قضا و قدر

خداوند ،قدرت اختیار و ارده را از آن جهت به ما عطا نموده که،

با بهره مندی از آن،دروازه های پیشرفت را فتح کنیم وقله های کمال را بپیمائیم و در آسمان هستی تا جایی که

جز خدا نمیداند،به پیش رویم.

زمینه ساز چنین پروازی و دروی از پندارهای نادرست،درک صحیح نظام حاکم بر جهان خلقت است.

اولین گام رسیدن به این معرفت،اعتقاد به خداوندی حکیم،عادل،و قادر

 است،که با حکمت خود جهان را خلق کرده است،و آن را طوری،تدبیرو اراده

می کند که همه حوادث و رخدادهای جهان، در یک چارچوب ساماندهی شده،و قانونمند،بسیار دقیق و حساب شده

و بدون هیچ عیب و نقصانی در جریان است.اگرچه ما انسانها،به علت دانش محدود و ناقص خود از درک عمیق

اهداف حکیمانه ی بسیاری از رویدادهای هستی عاجز هسنیم اما مطمئنیم و اعتقاد داریم که:

قطره ای کز جویباری می رود

از  پی  انجام  کاری  می رود

ایمان به خداوند حکیم و نام حکیمانه او،اولآاین اطمینان را به انسان می بخشد که جهان دارای حافظ و نگهبانی

 است که اشتباه در کار او راه ندارد.

کشتی جهان نا خدایی دارد که به علت علم و قدرت بی پایان آن ناخدا ،به هیچ وجه احتمال غرق شدن و نابودی آن

 نمی رود و هیچ کس جز او نیز نمی تواند آن را از نابودی نجات دهد...

...

الهی با امید به تو  شروع کردیم و با امید به فضل و رحمتت تمام  می کنیم .

ادامه دارد...

التماس دعا

یا جواد الائمه(ع)


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:6 به قلم : عبدکوی عشق(عبدالزهرا)

پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387

تسبیح...



در التهاب زمین

با زمزمه بهار بیدارم کن

از جرآت آبشار سرشارم کن

در عزلت بی عشق دلم می پوسد

ای باخبر از عشق خبردارم کن!

حال که کوهها،از بستر سپید خود سر برداشته اند

وآواز جویبارهای بهاری

گوش دشتها را پر کرده است،حال که بادهای سرکش

آرام،

سر بر دامن معطر بهار گذاشته اند و در هیآت نسیمی دل انگیز،

سراسر وجودمان را لبریز کرده اند...

و بهار که رستاخیز طبیعت و پیامبر تحول و تازگی ست،

ما را به درنگ و تحولی دوباره،

در خویش،هشدار می دهد

باید

در این ترانه خوانی بعثت سبز،به تحولی تازه بیاندیشیم،

و در تکوینی درونی

سرمایه های معنوی خود را

کمال بخشیم...
ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:18 به قلم : عبدکوی عشق(عبدالزهرا)

دربـــاره وبـلـاگ